* پرواز *
پرواز
در مسيري مي توان نمود
كه
پرستوها بال توانند گشود
چكاوك
ها سينه در فراق دوست چاك توانند نمود
و
امواج به نسيم هاي دل انگيز سلام توانند كرد.
آنجا
كه ابرها روي از سياهي برخواهند تافت
و
چترها از فراز همه تاريكي ها برگشوده خواهند شد.
چونان
مه اي در ميان همه آنجا كه هست و نيست
و
همانند جويي كه با حركت اش مي ماند و مي رود.
نه
سكون تواندش به ايستادن بردن
و
نه تنداي حركت تواندش به بردن ايستادن.
مي
ماند اما در هنگامه رفتن ناهمدلان
و
مي رود اما به وقت خفتن ناهمرهان
بي
پروا، سركش، با دريغ و درد
تنها
به نواي رفتن گوش دادن
و
تنها به سرود روان شدن دل سپردن.
در
مسيري پر از بودن و نبودن
در
رهي كه همه در كمين ديدن و بردن اند
به
يغما، اگر توانند
و
به حسرت اگر نه.
16/4/85