يادداشت هاي شخصي 9
* يك مرد *
در بزم روزگار
يكي، يك مرد
سوار بر مركبي
هرچه تند و سركش و نا آرام
هراسناك و تنها
در مسير پر از تلاطم
پيش مي رفت و امواج مي شكافت.
همگان اما در انديشه چرايي
پرسش از او مي نمودند
چرا؟
و مرد
چه مي توانست بگويد
ديگر زباني دركار نبود
نه حرفي و نه نگاهي
هيچ و ديگر هيچ !
پس سرفروافكنده
اما در فراخناي افق
خيره به چشمان شان نگريست
و تنها
گريست !
16/4/84
+ نوشته شده در شنبه ۲۸ دی ۱۳۹۲ ساعت ۲:۵۸ ب.ظ توسط هادی نوری
|
نویسنده این وبلاگ بر آن است که تاریخ اجتماعی ایران اصلی ترین دستور جلسه بررسی برای انجام تحقیق جامعه شناختی در حال حاضر می باشد. چراکه برغم بیشمار کتاب های نوشته شده، بسیار کم شمار آثاری وجود دارد که از منظر جامعه شناختی به بررسی تاریخ اجتماعی ایران بپردازند. در حالی که این منظر جدید می تواند "ساحت هایی نامکشوف" از تاریخ غنی ایران برای مسائل زمان حال آن بازگشاید.